richten

Aussprache: /ˈrɪçtn̩/
Wortzerlegung: rich·ten
فعل

صاف کردن، تنظیم کردن، نشانه گرفتن

Beispiele

  • Der Kieferorthopäde ''richtet'' die Zähne.ارتودنتیست دندان‌ها را صاف می‌کند.
  • Sie ''richtet'' die Waffe auf ihr Gegenüber.او اسلحه را به سمت طرف مقابلش نشانه می‌رود.
  • Er ''richtet'' das Schreiben dann direkt an den Bürgermeister.او نامه را مستقیماً خطاب به شهردار می‌نویسد.
  • Ihr Protest ''richtet sich gegen'' ein neues Schulfach, das den Schülern pro-chinesischen Patriotismus eintrichtern soll.اعتراض آن‌ها علیه یک درس جدید مدرسه است که قرار است میهن‌پرستی طرفدار چین را به دانش‌آموزان القا کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را صاف یا راست کردن، تنظیم کردن.

  • Er richtete sein Hemd.او پیراهنش را صاف کرد.
  • Sie richtete den Stuhl gerade.او صندلی را راست کرد.
2 über + Akkusativ

(قضاوت کردن) در مورد کسی یا چیزی قضاوت کردن، حکم دادن.

  • Man sollte nicht über andere richten.نباید در مورد دیگران قضاوت کرد.
  • Der Richter richtete über den Angeklagten.قاضی در مورد متهم حکم داد.
3 auf + Akkusativ

(هدف قرار دادن) چیزی را به سمت هدف خاصی نشانه گرفتن یا هدایت کردن.

  • Er richtete seine Waffe auf das Ziel.او اسلحه‌اش را به سمت هدف نشانه گرفت.
  • Die Aufmerksamkeit richtete sich auf den Redner.توجهات به سمت سخنران جلب شد.
4 sich (reflexiv)

(خود را آماده کردن) خود را برای کاری آماده کردن، خود را مرتب کردن.

  • Sie richtete sich für den Abend her.او خودش را برای شب آماده کرد.
  • Er richtete sich auf, um besser zu sehen.او راست نشست تا بهتر ببیند.