richtungweisend
راهنما، جهتدهنده، تعیین کننده مسیر
Bedeutungen
1
چیزی که جهت یا مسیر را مشخص میکند یا نشان میدهد؛ راهنما.
- Die Karte ist sehr richtungweisend und hilft uns, den Weg zu finden.نقشه بسیار راهنما است و به ما در یافتن مسیر کمک میکند.
- Seine Worte waren richtungweisend für meine Karriere.سخنان او برای حرفه من جهتدهنده بود.
- Das neue Gesetz soll eine richtungweisende Funktion für die Wirtschaft haben.قانون جدید قرار است نقشی تعیینکننده مسیر برای اقتصاد داشته باشد.