richtungweisend

Aussprache: /ˈʁɪçtʊŋsˌvaɪ̯zənt/
Worttrennung: rich·tung·wei·send
صفت

راهنما، جهت‌دهنده، تعیین کننده مسیر

Bedeutungen

1

چیزی که جهت یا مسیر را مشخص می‌کند یا نشان می‌دهد؛ راهنما.

  • Die Karte ist sehr richtungweisend und hilft uns, den Weg zu finden.نقشه بسیار راهنما است و به ما در یافتن مسیر کمک می‌کند.
  • Seine Worte waren richtungweisend für meine Karriere.سخنان او برای حرفه من جهت‌دهنده بود.
  • Das neue Gesetz soll eine richtungweisende Funktion für die Wirtschaft haben.قانون جدید قرار است نقشی تعیین‌کننده مسیر برای اقتصاد داشته باشد.