abriegeln

Aussprache: /ˈapˌʁiːɡl̩n/
Wortzerlegung: ab·rie·geln
فعل

قفل کردن (با چفت)، مسدود کردن، محاصره کردن

Beispiele

  • Nachts ''riegele'' ich meine Haustür immer ''ab''.شب‌ها همیشه در خانه‌ام را قفل می‌کنم.
  • Die Armee geht in Süd-Waziristan schon seit Monaten mit Luftangriffen und Artillerie gegen die Taliban vor und ''hat'' die Region ''abgeriegelt.ارتش ماه‌هاست که در وزیرستان جنوبی با حملات هوایی و توپخانه علیه طالبان اقدام می‌کند و منطقه را محاصره کرده است.
  • Die Innere Stadt ''wird abgeriegelt.شهر داخلی مسدود می‌شود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

منطقه‌ای را مسدود کردن، قرنطینه کردن، راه را بستن (معمولاً برای امنیت یا کنترل)

  • Die Polizei riegelte den Tatort sofort ab.پلیس بلافاصله صحنه جرم را مسدود کرد.
  • Das Gebiet wurde wegen der Gefahr abgeriegelt.منطقه به دلیل خطر قرنطینه شد.
2 Akkusativ

در را با قفل یا چفت بستن، محکم کردن

  • Er riegelte die Tür von innen ab.او در را از داخل چفت کرد.
  • Stellen Sie sicher, dass alle Fenster und Türen abgeriegelt sind.مطمئن شوید که تمام پنجره‌ها و درها محکم بسته‌اند.