riemenförmig

Aussprache: /ˈriːmənˌfœrmɪç/
Worttrennung: rie·men·för·mig
صفت

نواری شکل، تسمه‌ای شکل

Bedeutungen

1

شکلی که شبیه یک نوار یا تسمه بلند و باریک است.

  • Das Lederband war lang und riemenförmig.بند چرمی بلند و نواری شکل بود.
  • Die Narbe auf seinem Arm war riemenförmig.جای زخم روی بازویش نواری شکل بود.
  • Die Anordnung der Lichter wirkte riemenförmig.چیدمان چراغ‌ها نواری شکل به نظر می‌رسید.