hinunterrieseln
به آرامی پایین ریختن، فرو ریختن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به آرامی و به صورت قطرهقطره یا دانهدانه به سمت پایین حرکت کردن یا ریختن.
- Der Schnee rieselte langsam die Hänge hinunter.برف به آرامی از دامنهها پایین میریخت.
- Das Wasser rieselte aus dem tropfenden Wasserhahn hinunter.آب از شیر آب چکه کننده به پایین میریخت.