rieselten
میریختند
Bedeutungen
1
kein
حرکت آرام و پیوسته مایعات یا ذرات ریز به سمت پایین، اغلب با صدایی ملایم و دلنشین.
- Der feine Regen rieselte auf die Dächer der Stadt.باران ریز بر سقفهای شهر میبارید.
- Sand rieselte durch die Finger des einsamen Wanderers.شن از میان انگشتان کوهنورد تنها میغلتید.
2
kein
به صورت آرام و پیوسته بیان شدن یا ارائه شدن (مانند سخنرانی یا موسیقی).
- Seine Worte rieselten wie ein sanfter Bach dahin.کلمات او مانند جویباری آرام جریان داشتند.
- Die Melodie des alten Liedes rieselte durch den Raum und erfüllte ihn mit Nostalgie.ملودی آهنگ قدیمی در فضا میپیچید و آن را سرشار از نوستالژی میکرد.