صفت
عظیمالجوار، بسیار بزرگ، غولپیکر
جملات نمونه برای riesig:
Bei der Kollision wurde ein ''riesiges'' Loch in die Bordwand gerissen.
هنگام برخورد، سوراخ بزرگی در بدنه کشتی ایجاد شد.
Auf der Messe herrschte ein ''riesiger'' Andrang.
در نمایشگاه جمعیت بسیار زیادی وجود داشت.
„Viele Konzerne verursachen ''riesige'' Mengen CO₂.“
«بسیاری از شرکتها مقادیر عظیمی دیاکسید کربن تولید میکنند.»