abraten
منع کردن، منصرف کردن، توصیه به عدم انجام کاری کردن
Beispiele
- Kann das Auswärtige Amt generell von Reisen ''abraten'' oder sichere Reiseziele empfehlen?آیا وزارت امور خارجه میتواند به طور کلی از سفرها منع کند یا مقاصد امن را توصیه کند؟
Bedeutungen
1
Dativ (Person) + von + Dativ (Sache/Handlung)
به کسی توصیه کردن که کاری را انجام ندهد یا از چیزی پرهیز کند
- Ich rate dir von diesem Kauf ab.من به تو توصیه میکنم این خرید را انجام ندهی.
- Der Arzt hat ihm vom Rauchen abgeraten.پزشک به او توصیه کرد که سیگار نکشد.