abraten

Aussprache: /ˈapˌʁaːtn̩/
Wortzerlegung: ab·ra·ten
فعل

منع کردن، منصرف کردن، توصیه به عدم انجام کاری کردن

Beispiele

  • Kann das Auswärtige Amt generell von Reisen ''abraten'' oder sichere Reiseziele empfehlen?آیا وزارت امور خارجه می‌تواند به طور کلی از سفرها منع کند یا مقاصد امن را توصیه کند؟

Bedeutungen

1 Dativ (Person) + von + Dativ (Sache/Handlung)

به کسی توصیه کردن که کاری را انجام ندهد یا از چیزی پرهیز کند

  • Ich rate dir von diesem Kauf ab.من به تو توصیه می‌کنم این خرید را انجام ندهی.
  • Der Arzt hat ihm vom Rauchen abgeraten.پزشک به او توصیه کرد که سیگار نکشد.