صفت
سختگیرانه، خشک، صلب، شدید
جملات نمونه برای rigide:
Er glaubte mal wieder, ''rigide'' durchgreifen zu müssen.
او باز هم فکر کرد که باید با «قاطعیت خشک و سختگیرانه» عمل کند.
„Australien gehört seit Beginn der Coronakrise zu den Ländern mit den ''rigidesten'' Einreiseregeln und ist weiterhin fast völlig abgeschottet.“
«استرالیا از ابتدای بحران کرونا جزو کشورهایی بوده است که «سختگیرانهترین» قوانین ورود را دارند و همچنان تقریباً کاملاً در ایزوله و قرنطینه به سر میبرد.»