rindenlos
بدون پوست (درخت)، پوستکنده
Bedeutungen
1
فاقد پوست؛ معمولاً برای درختان یا چوبهایی که پوستشان کنده شده است به کار میرود.
- Die gefällten Bäume lagen rindenlos im Wald.درختان بریده شده بدون پوست در جنگل افتاده بودند.
- Für das Kunstprojekt benötigten wir rindenlose Äste.برای پروژه هنری به شاخههای بدون پوست نیاز داشتیم.
- Das Holz war sorgfältig entrindet und lag rindenlos zum Trocknen.چوب با دقت پوست کنده شده بود و بدون پوست برای خشک شدن قرار داشت.