rindenlos

Aussprache: /ˈʁɪndn̩loːs/
Worttrennung: rin·den·los
صفت

بدون پوست (درخت)، پوست‌کنده

Bedeutungen

1

فاقد پوست؛ معمولاً برای درختان یا چوب‌هایی که پوستشان کنده شده است به کار می‌رود.

  • Die gefällten Bäume lagen rindenlos im Wald.درختان بریده شده بدون پوست در جنگل افتاده بودند.
  • Für das Kunstprojekt benötigten wir rindenlose Äste.برای پروژه هنری به شاخه‌های بدون پوست نیاز داشتیم.
  • Das Holz war sorgfältig entrindet und lag rindenlos zum Trocknen.چوب با دقت پوست کنده شده بود و بدون پوست برای خشک شدن قرار داشت.