فعل
فحل شدن (گاو ماده)، جفتگیری کردن (گاو نر)
معانی و تعاریف rindern:
- (عامیانه) مانند گاو رفتار کردن؛ کند و ناشیانه حرکت کردن؛ احمقانه رفتار کردن.
جملات نمونه برای rindern:
Von einer brünstigen Kuh sagt man, sie bullt oder sie ''rindert.''
از یک گاو ماده فحل شده میگویند که 'میشورد' یا 'فحل شده است'.
Er rinderte den ganzen Tag im Büro herum, ohne etwas Produktives zu tun.
او تمام روز در اداره بیهدف پرسه میزد، بدون اینکه کار مفیدی انجام دهد.
Hör auf zu rindern und konzentrier dich auf deine Aufgabe!
دست از کندی بردار و روی کارت تمرکز کن!