ringelnden
حلقهکننده، پیچاننده (صفت)
Bedeutungen
1
صفت (برای توصیف اسم)
به صورت صفت فاعلی (Partizip I) به معنای چیزی که در حال پیچیدن یا تشکیل حلقههای منظم است، یا به صورت مجازی، ایجاد الگوهای دایرهای یا مارپیچی.
- Die ringelnden Rauchschwaden stiegen langsam in den Abendhimmel auf.دودهای حلقهدار به آرامی به آسمان شب بلند میشدند.
- Die ringelnden Muster auf dem antiken Teppich zeugten von der kunstvollen Handwerkskunst.نقوش حلقهدار روی فرش باستانی، گواه مهارت هنرمندانه بود.