فعل
کشتی گرفتن، تقلا کردن، تلاش کردن
معانی و تعاریف ringen:
- کشتی گرفتن (ورزش)
- تقلا کردن، دست و پنجه نرم کردن (با یک مشکل، تصمیم، احساس)
- به دست آوردن با تلاش زیاد، به چنگ آوردن
جملات نمونه برای ringen:
Er mag es, gegen stärkere Gegner zu ''ringen.''
او دوست دارد با حریفان قویتر کشتی بگیرد.
Die beiden rollten ineinanderverkeilt über den Rasen und ''rangen'' miteinander um den Schlüssel.
آن دو در حالی که در هم پیچیده بودند روی چمن غلتیدند و برای تصاحب کلید با یکدیگر تقلا کردند.
Sie ''rangen'' beide um die Herrschaft, doch nur einer konnte gewinnen.
آنها هر دو برای کسب قدرت میجنگیدند، اما تنها یک نفر میتوانست برنده شود.