riskieren
به خطر انداختن، ریسک کردن
Beispiele
- Er hat sein Leben für dich ''riskiert!او زندگیاش را برای تو به خطر انداخت!
- Wer zu lange in der Sonne liegt, bekommt einen Sonnenbrand und ''riskiert'' Hautkrebs.کسی که خیلی طولانی در آفتاب بماند، دچار آفتابسوختگی میشود و خطر ابتلا به سرطان پوست را به جان میخرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به خطر انداختن، ریسک کردن
- Er hat sein Leben riskiert, um sie zu retten.او جان خود را برای نجات او به خطر انداخت.
- Wir sollten nicht riskieren, den Termin zu verpassen.ما نباید خطر از دست دادن قرار ملاقات را به جان بخریم.