entzweireißen
از وسط پاره کردن، از هم جدا کردن، شکافتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas entzweireißen)
چیزی را با خشونت به دو نیم تقسیم کردن یا پاره کردن.
- Der Hund hat den alten Schuh entzweigerissen.سگ کفش کهنه را از وسط پاره کرد.
- Das Papier ist beim Versuch, es zu falten, entzweigerissen.کاغذ هنگام تلاش برای تا کردن، از وسط پاره شد.