herumreißen
ناگهان به سمتی کشیدن یا چرخاندن؛ تغییر ناگهانی و غیرمنتظره یک روند یا وضعیت
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas herumreißen)
چیزی را به اطراف کشیدن یا ناگهان چرخاندن.
- Er riss das Lenkrad herum, um einen Unfall zu vermeiden.او فرمان را ناگهان چرخاند تا از تصادف جلوگیری کند.
- Sie riss die Tür herum und trat ein.او در را به سرعت باز کرد و وارد شد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas herumreißen)
وضعیت را تغییر دادن، چیزی را از شکست نجات دادن؛ اوضاع را دگرگون کردن.
- Der Trainer riss das Spiel in der zweiten Halbzeit herum.مربی در نیمه دوم بازی را دگرگون کرد.
- Mit einer mutigen Entscheidung konnte er die Firma noch herumreißen.او توانست با یک تصمیم شجاعانه شرکت را نجات دهد.
3
sich (Akkusativ) (sich herumreißen)
ناگهان به اطراف چرخیدن (برای خود).
- Er riss sich herum, als er seinen Namen hörte.او با شنیدن نامش ناگهان برگشت.
- Sie riss sich in der Kurve herum und stürzte.او در پیچ ناگهان چرخید و سقوط کرد.