hochreißen

Aussprache: /ˈhoːxˌʁaɪ̯sn̩/
Worttrennung: hoch·rei·ßen
فعل

بالا کشیدن، بلند کردن (با قدرت)

Beispiele

  • 1:0! Jubelnd ''rissen'' die Zuschauer hinter dem Tor die Arme ''hoch''.با شادی، تماشاگران پشت دروازه دست‌هایشان را "بالا کشیدند".

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را به سرعت و با زور بالا کشیدن یا پاره کردن

  • Er riss das Fenster hoch, um frische Luft hereinzulassen.او پنجره را بالا کشید تا هوای تازه وارد شود.
  • Die Wurzeln des Baumes haben den Bürgersteig hochgerissen.ریشه‌های درخت پیاده‌رو را بالا زده‌اند (پاره کرده‌اند).
2 Akkusativ (die Arme/den Kopf hochreißen)

دست‌ها/سر را به بالا پرتاب کردن (از تعجب، شادی یا ناامیدی)

  • Vor Freude riss sie die Arme hoch.از خوشحالی دست‌هایش را بالا انداخت.
  • Er riss den Kopf hoch, als er seinen Namen hörte.وقتی اسمش را شنید، سرش را بالا آورد.
3 Akkusativ

چیزی را پاره کردن/باز کردن (مثلاً زخم، بسته)؛ زنده کردن (خاطره)

  • Der Unfall hat eine alte Wunde in seiner Erinnerung hochgerissen.آن تصادف زخمی قدیمی را در خاطرش زنده کرد (باز کرد).
  • Er riss das Paket ungeduldig hoch.او بسته را با بی‌صبری پاره کرد (باز کرد).