hochreißen
بالا کشیدن، بلند کردن (با قدرت)
Beispiele
- 1:0! Jubelnd ''rissen'' die Zuschauer hinter dem Tor die Arme ''hoch''.با شادی، تماشاگران پشت دروازه دستهایشان را "بالا کشیدند".
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به سرعت و با زور بالا کشیدن یا پاره کردن
- Er riss das Fenster hoch, um frische Luft hereinzulassen.او پنجره را بالا کشید تا هوای تازه وارد شود.
- Die Wurzeln des Baumes haben den Bürgersteig hochgerissen.ریشههای درخت پیادهرو را بالا زدهاند (پاره کردهاند).
2
Akkusativ (die Arme/den Kopf hochreißen)
دستها/سر را به بالا پرتاب کردن (از تعجب، شادی یا ناامیدی)
- Vor Freude riss sie die Arme hoch.از خوشحالی دستهایش را بالا انداخت.
- Er riss den Kopf hoch, als er seinen Namen hörte.وقتی اسمش را شنید، سرش را بالا آورد.
3
Akkusativ
چیزی را پاره کردن/باز کردن (مثلاً زخم، بسته)؛ زنده کردن (خاطره)
- Der Unfall hat eine alte Wunde in seiner Erinnerung hochgerissen.آن تصادف زخمی قدیمی را در خاطرش زنده کرد (باز کرد).
- Er riss das Paket ungeduldig hoch.او بسته را با بیصبری پاره کرد (باز کرد).