herunterreißen
به پایین کشیدن یا کندن؛ (اغلب به طور تصادفی) به چیزی برخورد کردن و باعث افتادن آن شدن
Beispiele
- Beim Putzen habe ich heute die schöne Vase vom Regal ''heruntergerissen.هنگام تمیز کردن، امروز گلدان زیبای روی قفسه را به پایین کشیدم و انداختم.
- Auf Fotos und Videos, die in sozialen Netzwerken geteilt wurden, ist zu sehen, wie Anhänger des Ex-Präsidenten Plakate der Huthis in den Straßen Sanaas von Straßenlaternen ''herunterreißen.در عکسها و ویدئوهایی که در شبکههای اجتماعی منتشر شده، دیده میشود که حامیان رئیسجمهور سابق، پوسترهای حوثیها را در خیابانهای صنعا از تیرهای چراغ برق پایین میکشند.
Bedeutungen
1
Akkusativ (was/wen)
چیزی را به پایین کشیدن، پاره کردن و پایین انداختن، تخریب کردن (فیزیکی)
- Die Kinder haben die Vorhänge von der Stange heruntergerissen.بچهها پردهها را از میله پایین کشیدند.
- Der Sturm hat viele Äste von den Bäumen heruntergerissen.طوفان شاخههای زیادی را از درختان کند و پایین انداخت.
2
Akkusativ (jemanden/etwas)
(مجازی) به شدت انتقاد کردن، اعتبار کسی را از بین بردن، روحیه کسی را خراب کردن
- Er hat seine Kollegen mit seinen negativen Kommentaren heruntergerissen.او با نظرات منفیاش همکارانش را تخریب کرد (روحیه آنها را خراب کرد).
- Lass dich nicht von den schlechten Nachrichten herunterreißen.اجازه نده اخبار بد روحیهات را خراب کند.