reißen
پاره کردن، کشیدن (با شدت)
Beispiele
- Er ''riss'' das Blatt Papier in mehrere Fetzen.او برگه کاغذ را به چندین تکه پاره کرد.
- Schnell ''riss'' er das Steuer herum.او به سرعت فرمان را چرخاند (کشید).
- Ab einem bestimmten Punkt ''reißt'' jeder Strick.از یک نقطه مشخص به بعد، هر طنابی پاره میشود.
- Seit einiger Zeit ''reißen'' Wölfe immer wieder Schafe.مدتی است که گرگها مدام به گوسفندان حمله میکنند (آنها را میدرند).
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با نیروی زیاد پاره کردن یا از هم جدا کردن.
- Er riss das Blatt Papier in zwei Teile.او برگه کاغذ را به دو قسمت پاره کرد.
- Der Hund riss das Kissen auf.سگ بالشت را پاره کرد.
2
Akkusativ + Präposition
ناگهان و با خشونت چیزی را کشیدن یا حرکت دادن.
- Sie riss die Tür auf.او ناگهان در را باز کرد.
- Er riss das Kind an sich.او کودک را به سمت خود کشید.
3
Intransitiv (mit 'ist')
خود به خود پاره شدن، گسیخته شدن یا شکستن (معمولاً با 'ist').
- Der Faden ist gerissen.نخ پاره شد.
- Die Geduld des Lehrers riss.صبر معلم به سر آمد (گسیخته شد).