fortreißen

Aussprache: /fɔʁtˈʁaɪ̯sn̩/
Worttrennung: fort·rei·ßen
فعل

با خود بردن، ربودن، تحت تاثیر قرار دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas fortreißen)

چیزی را با نیروی زیاد از جای خود کندن یا با خود بردن (فیزیکی)؛ ربودن.

  • Der Sturm riss das Dach vom Haus fort.طوفان سقف را از روی خانه کند و با خود برد.
  • Der Fluss riss das kleine Boot fort.رودخانه قایق کوچک را با خود برد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas fortreißen)

کسی را به شدت تحت تأثیر قرار دادن، مجذوب کردن؛ با خود بردن (احساسات، توجه)؛ شیفته کردن.

  • Die Geschichte riss ihn fort.داستان او را مجذوب خود کرد.
  • Die Schönheit der Landschaft riss sie fort.زیبایی منظره او را مسحور کرد.