fortreißen
با خود بردن، ربودن، تحت تاثیر قرار دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas fortreißen)
چیزی را با نیروی زیاد از جای خود کندن یا با خود بردن (فیزیکی)؛ ربودن.
- Der Sturm riss das Dach vom Haus fort.طوفان سقف را از روی خانه کند و با خود برد.
- Der Fluss riss das kleine Boot fort.رودخانه قایق کوچک را با خود برد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas fortreißen)
کسی را به شدت تحت تأثیر قرار دادن، مجذوب کردن؛ با خود بردن (احساسات، توجه)؛ شیفته کردن.
- Die Geschichte riss ihn fort.داستان او را مجذوب خود کرد.
- Die Schönheit der Landschaft riss sie fort.زیبایی منظره او را مسحور کرد.