herausreißen

Aussprache: /hɛˈʁaʊ̯sˌʁaɪ̯sn̩/
Worttrennung: her·aus·rei·ßen
فعل

بیرون کشیدن، پاره کردن، کندن؛ نجات دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas herausreißen)

چیزی را با زور از جای خود خارج کردن، جدا کردن یا کندن (کاربرد فیزیکی).

  • Er riss das alte Poster von der Wand.او پوستر قدیمی را از دیوار کند.
  • Der Zahnarzt musste einen kariösen Zahn herausreißen.دندانپزشک مجبور شد یک دندان پوسیده را بکشد.
2 Akkusativ + aus + Dativ

کسی را از یک وضعیت دشوار، خطرناک یا ناخوشایند نجات دادن یا خلاص کردن.

  • Die Feuerwehr riss die eingeschlossenen Personen aus dem brennenden Gebäude.آتش‌نشانی افراد گرفتار را از ساختمان در حال سوختن نجات داد.
  • Er versuchte, sie aus ihrer tiefen Traurigkeit herauszureißen.او تلاش کرد او را از غم عمیقش بیرون بکشد.
3 Akkusativ + aus + Dativ

کسی را از تمرکز، آرامش یا افکارش خارج کردن؛ حواس کسی را پرت کردن.

  • Der laute Knall riss ihn aus seinen Gedanken.صدای بلند او را از افکارش بیرون کشید.
  • Bitte reiß mich nicht aus meiner Arbeit heraus, ich bin gerade sehr konzentriert.لطفاً مرا از کارم بیرون نکش، من الان خیلی متمرکز هستم.