hochreißen

Aussprache: /ˈhoːxˌʁaɪ̯sn̩/
Worttrennung: hoch·rei·ßen
فعل

بالا کشیدن، بلند کردن (با قدرت)، پاره کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas hochreißen)

چیزی را به سرعت و با زور بالا کشیدن یا پاره کردن.

  • Er riss die Tür mit einem Ruck hoch.او با یک حرکت در را بالا کشید.
  • Der Wind riss das Dach hoch.باد سقف را با خود بالا برد و پاره کرد.
2 Akkusativ (die Arme/den Kopf hochreißen)

دست‌ها/سر را به بالا پرتاب کردن (از تعجب، شادی یا ناامیدی).

  • Bei der Verkündung des Ergebnisses riss sie die Arme hoch.با اعلام نتیجه، او دستانش را به نشانه شادی بالا برد.
  • Er riss erschrocken den Kopf hoch.او با ترس سرش را بالا آورد.
3 Akkusativ (jemanden / etwas hochreißen)

چیزی را پاره کردن/باز کردن (مثلاً زخم، بسته)؛ زنده کردن (خاطره).

  • Der Sturz riss die Wunde wieder auf.سقوط زخم را دوباره باز کرد.
  • Diese Musik reißt alte Erinnerungen hoch.این موسیقی خاطرات قدیمی را زنده می‌کند.