umreißen
سرنگون کردن، واژگون کردن؛ طرح کلی چیزی را بیان کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (مفعول)
طرح کلی چیزی را کشیدن، خلاصه کردن، به طور اجمالی توضیح دادن.
- Der Redner riss die wichtigsten Punkte seiner Präsentation kurz an.سخنران نکات اصلی ارائه خود را به طور خلاصه بیان کرد.
- Kannst du mir bitte kurz die Handlung des Buches umreißen?میتوانی لطفاً خلاصه داستان کتاب را به من بگویی؟
2
Akkusativ (مفعول)
واژگون کردن، سرنگون کردن، به زمین انداختن (فیزیکی).
- Der starke Wind riss das alte Schild um.باد شدید تابلو قدیمی را سرنگون کرد.
- Die Demonstranten rissen die Statue des Tyrannen um.معترضان مجسمه ظالم را واژگون کردند.