hochreißen
بالا کشیدن، بلند کردن (با قدرت)، پاره کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas hochreißen)
چیزی را به سرعت و با زور بالا کشیدن یا پاره کردن.
- Er riss die Tür mit einem Ruck hoch.او با یک حرکت در را بالا کشید.
- Der Wind riss das Dach hoch.باد سقف را با خود بالا برد و پاره کرد.
2
Akkusativ (die Arme/den Kopf hochreißen)
دستها/سر را به بالا پرتاب کردن (از تعجب، شادی یا ناامیدی).
- Bei der Verkündung des Ergebnisses riss sie die Arme hoch.با اعلام نتیجه، او دستانش را به نشانه شادی بالا برد.
- Er riss erschrocken den Kopf hoch.او با ترس سرش را بالا آورد.
3
Akkusativ (jemanden / etwas hochreißen)
چیزی را پاره کردن/باز کردن (مثلاً زخم، بسته)؛ زنده کردن (خاطره).
- Der Sturz riss die Wunde wieder auf.سقوط زخم را دوباره باز کرد.
- Diese Musik reißt alte Erinnerungen hoch.این موسیقی خاطرات قدیمی را زنده میکند.