zureißen
پاره کردن، از هم باز کردن (با شدت)
Beispiele
- In kurzen Abständen rasselt es metallisch, wenn die Gardinen auf- oder ''zugerissen'' werden, weil jemand kommt oder geht.“Berliner Zeitung vom 19. Juli 1999, zitiert nachبا فاصله کوتاه، صدای فلزی شنیده میشود، وقتی پردهها باز یا بسته میشوند، چون کسی میآید یا میرود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با سرعت و شدت بستن، معمولاً با صدای بلند (مانند در، کتاب، یا دهان)
- Er hat die Tür wütend zugerissen.او در را با عصبانیت محکم بست.
- Sie riss den Mund zu, um nichts zu sagen.او دهانش را محکم بست تا چیزی نگوید.