vorbeireiten
از کنار چیزی سوار بر اسب رد شدن
Bedeutungen
1
an + Dativ
هنگام سواری از کنار کسی یا چیزی عبور کردن
- Der Reiter ist an uns vorbeigeritten.سوارکار از کنار ما رد شد.
- Sie reitet jeden Morgen am See vorbei.او هر روز صبح از کنار دریاچه رد میشود.