ausreiten

Aussprache: /ˈaʊsˌʁaɪ̯tn̩/
Worttrennung: aus·rei·ten
فعل

سوارکاری (در بیرون)، مسابقه اسب‌سواری دادن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

بیرون رفتن برای سوارکاری با اسب، معمولاً برای تفریح یا ورزش.

  • Am Wochenende reite ich gerne im Wald aus.من آخر هفته‌ها دوست دارم در جنگل سوارکاری کنم.
  • Sie ritt mit ihren Freunden im Park aus.او با دوستانش در پارک سوارکاری کرد.
2 intransitiv (بدون مفعول)

شرکت کردن در یک مسابقه اسب‌سواری.

  • Der junge Reiter wird heute sein erstes Rennen ausreiten.سوارکار جوان امروز اولین مسابقه خود را برگزار خواهد کرد.
  • Sie hat erfolgreich an mehreren Turnieren ausgeritten.او با موفقیت در چندین مسابقه شرکت کرده است.