ausreiten
سوارکاری (در بیرون)، مسابقه اسبسواری دادن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
بیرون رفتن برای سوارکاری با اسب، معمولاً برای تفریح یا ورزش.
- Am Wochenende reite ich gerne im Wald aus.من آخر هفتهها دوست دارم در جنگل سوارکاری کنم.
- Sie ritt mit ihren Freunden im Park aus.او با دوستانش در پارک سوارکاری کرد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
شرکت کردن در یک مسابقه اسبسواری.
- Der junge Reiter wird heute sein erstes Rennen ausreiten.سوارکار جوان امروز اولین مسابقه خود را برگزار خواهد کرد.
- Sie hat erfolgreich an mehreren Turnieren ausgeritten.او با موفقیت در چندین مسابقه شرکت کرده است.