herreiten
سوار آمدن، سوار شدن به سمت
Bedeutungen
1
intransitiv / auf + Dativ
با اسب یا وسیلهای مشابه به سمت گوینده یا مکانی مشخص سوار شدن.
- Der Ritter ritt herbei, um die Prinzessin zu retten.شوالیه برای نجات شاهزاده خانم سوار آمد.
- Er ist auf seinem Pferd zu uns hergeritten.او با اسبش به سمت ما سوار شد.