weiterreiten

Aussprache: /ˌvaɪ̯tɐˈraɪ̯tn̩/
Worttrennung: wei·ter·rei·ten
فعل

ادامه دادن اسب‌سواری، از جایی گذشتن با اسب

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

به سواری با اسب ادامه دادن، یا با اسب از مکانی عبور کردن و به راه خود ادامه دادن.

  • Nach einer kurzen Pause ritten sie weiter.پس از یک استراحت کوتاه، آنها به اسب‌سواری ادامه دادند.
  • Die Reiter setzten ihre Tour fort und ritten weiter in die Berge.سواران تور خود را ادامه دادند و به سمت کوه‌ها رفتند.