wegreiten

Aussprache: /ˈvɛkˌʁaɪ̯tn̩/
Worttrennung: weg·rei·ten
فعل

با اسب دور شدن، تاختن و رفتن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با اسب از جایی دور شدن یا به سمتی رفتن.

  • Der Cowboy ritt schnell vom Hof weg.کابوی به سرعت از مزرعه دور شد.
  • Sie ritten den ganzen Tag weg, um die Grenze zu erreichen.آنها تمام روز تاختند و رفتند تا به مرز برسند.