فعل
خراشیدن، حک کردن (با جسم نوکتیز)
معانی و تعاریف ritzen:
- با یک شیء تیز، خط یا علامت سطحی روی چیزی ایجاد کردن، خراشیدن.
- (خودزنی) به عمد پوست خود را با شیء تیز بریدن.
جملات نمونه برای ritzen:
Er ''ritzte'' seinen Namen in ein Holzstück.
او نامش را روی یک تکه چوب حک کرد.
„An die mit Trachyt verkleidete Säule gelehnt, ''ritzte'' Bota mit dem Fingernagel seinen Namen.“
بوتا در حالی که به ستون تکیه داده بود، با ناخن نامش را خراشید.
Er ritzte seinen Namen in den Baumstamm.
او نامش را روی تنه درخت حک کرد.