wegrobben

Aussprache: /ˈvɛkˌrɔbn̩/
Wortzerlegung: weg·rob·ben
فعل

با خزیدن دور شدن، خود را به زحمت به جایی رساندن

Bedeutungen

1 intransitiv

با خزیدن یا کشیدن خود روی زمین (مانند فک یا نوزاد) از جایی دور شدن

  • Das Baby robbte schnell vom Teppich weg.نوزاد به سرعت از روی فرش سینه خیز دور شد.
  • Der verletzte Soldat versuchte, sich wegzurobben.سرباز زخمی تلاش کرد خود را کشان‌کشان دور کند.