فعل
بیگاری کردن، کار اجباری انجام دادن
معانی و تعاریف roboten:
- کار بسیار سخت و طاقتفرسا انجام دادن، اغلب بدون پاداش کافی.
جملات نمونه برای roboten:
„Sie beschlagnahmten Land, wo und wieviel sie wollten, sie holten sich Eingeborene, wo sie sie gerade fanden und ließen sie unter der Peitsche ''roboten.''“
«آنها زمین را هر کجا و هر چقدر که میخواستند مصادره کردند، بومیان را هر کجا که مییافتند میآوردند و زیر شلاق وادار به بیگاری میکردند.»
Sie mussten den ganzen Tag auf dem Feld roboten.
آنها مجبور بودند تمام روز در مزرعه بیگاری کنند.
Ich habe die ganze Woche gerobott und bin jetzt müde.
من تمام هفته سخت کار کردم و حالا خستهام.