anriechen
بو کردن (برای امتحان کردن)، استشمام کردن (برای تشخیص چیزی)
Beispiele
- Bitte ''riech'' mal die Sahne ''an,'' ob sie noch gut ist!لطفاً خامه را بو کن ببینم هنوز خوب است یا نه!
- Ich ''rieche'' ihm ''an,'' dass er schon ein paar Schnäpse intus hat.از بوی او میفهمم که چند گیلاس نوشیده است.
Bedeutungen
1
Akkusativ
بوی چیزی را برای بررسی، تشخیص یا لذت استشمام کردن.
- Sie riecht den Wein an, um seine Qualität zu prüfen.او شراب را میبوید تا کیفیت آن را بررسی کند.
- Ich habe das Fleisch angerochen, es scheint noch gut zu sein.من گوشت را بو کشیدم، به نظر میرسد هنوز خوب است.