فعل
سورتمهسواری کردن، با سورتمه پایین آمدن
معانی و تعاریف rodeln:
- با سورتمه از شیب پایین رفتن یا سورتمه سواری کردن
جملات نمونه برای rodeln:
Mit Schiern kann ich nicht viel anfangen, ich ''rodele'' lieber.
من با اسکی زیاد میانه خوبی ندارم، ترجیح میدهم سورتمهسواری کنم.
Am Wochenende ''haben'' wir ''gerodelt.''
آخر هفته ما سورتمهسواری کردیم.
Am Wochenende ''bin'' ich mit dem neuen Schlitten ''gerodelt.''
آخر هفته من با سورتمه جدیدم سورتمهسواری کردم.