rodeln
سورتمهسواری کردن، با سورتمه پایین آمدن
Beispiele
- Mit Schiern kann ich nicht viel anfangen, ich ''rodele'' lieber.من با اسکی زیاد میانه خوبی ندارم، ترجیح میدهم سورتمهسواری کنم.
- Am Wochenende ''haben'' wir ''gerodelt.آخر هفته ما سورتمهسواری کردیم.
- Am Wochenende ''bin'' ich mit dem neuen Schlitten ''gerodelt.آخر هفته من با سورتمه جدیدم سورتمهسواری کردم.
- Bei den Olympischen Winterspielen ''rodelte'' die deutsche Mannschaft zu Gold.در بازیهای المپیک زمستانی، تیم آلمان با سورتمهسواری به مدال طلا رسید.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
با سورتمه از شیب پایین رفتن یا سورتمه سواری کردن
- Die Kinder rodeln den Berg hinunter.بچهها از کوه سورتمه سواری میکنند.
- Wir sind gestern im Schnee gerodelt.ما دیروز در برف سورتمه سواری کردیم.