zurollen
به سمت کسی یا چیزی غلتیدن/چرخیدن
Beispiele
- Sie ''rollten'' das große Fass auf den Festplatz ''zu.آنها بشکه بزرگ را به سمت میدان جشن غلتاندند.
- Sie kommen aus Malaga. Und die Kisten, die dort dem Bahnhof ''zugerollt'' werden, kommen von der Finsterburger Sonnenschirm A.-G. und gehen nach Sevilla.آنها از مالاگا میآیند. و جعبههایی که به سمت ایستگاه قطار در آنجا غلتانده میشوند، از شرکت آفتابگیر فینستربرگر هستند و به سویا میروند.
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ
به سمت چیزی یا کسی غلتیدن یا حرکت کردن
- Der Ball rollte auf mich zu.توپ به سمت من غلتید.
- Ein Auto rollte langsam auf die Kreuzung zu.یک ماشین به آرامی به سمت چهارراه حرکت کرد.