romantisieren
رمانتیک کردن، رمانتیک جلوه دادن
Beispiele
- Befürchtet wird freilich,البته ترس این است که،
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را رمانتیک کردن، رمانتیک جلوه دادن، ایدهآلسازی کردن
- Man sollte die Vergangenheit nicht zu sehr romantisieren.نباید گذشته را بیش از حد رمانتیک جلوه داد.
- Er neigt dazu, seine Kindheit zu romantisieren.او تمایل دارد دوران کودکی خود را رمانتیک کند.