صفت
گلگون، صورتی؛ امیدوارکننده، روشن
جملات نمونه برای rosig:
Du hast so wundervolle, ''rosige'' Haut, und deine Augen funkeln wie die Sterne.
تو پوستی به این زیبایی و گلگونی داری و چشمانت مثل ستارهها میدرخشند.
Wir blicken einer ''rosigen'' Zukunft entgegen.
ما به آیندهای روشن چشم دوختهایم.
„Die Aussichten für die Zeit nach Mugabe sind alles andere als ''rosig'', wenn man in Rechnung stellt, dass Mnangagwa und Chiwenga die größten Chancen haben, seine Nachfolge anzutreten.“
چشمانداز دوران پس از موگابه به هیچ وجه روشن نیست، اگر در نظر بگیریم که منانگاگوا و چیونگا بیشترین شانس را برای جانشینی او دارند.