rot-grün

Aussprache: /ˈʁoːtˌɡʁyːn/
Worttrennung: rot···grün
صفت

سرخ-سبز (مربوط به ائتلاف احزاب سوسیال دموکرات و سبز)

Bedeutungen

1

اشاره به ائتلاف سیاسی بین حزب سوسیال دموکرات (SPD) که رنگ آن قرمز است و حزب سبز (Bündnis 90/Die Grünen) که رنگ آن سبز است.

  • In vielen deutschen Städten regiert eine rot-grüne Koalition.در بسیاری از شهرهای آلمان، یک ائتلاف سرخ-سبز حکومت می‌کند.
  • Die rot-grüne Politik konzentriert sich auf soziale Gerechtigkeit und Umweltschutz.سیاست سرخ-سبز بر عدالت اجتماعی و حفاظت از محیط زیست تمرکز دارد.
  • Nach der Wahl bildete sich eine rot-grüne Mehrheit im Parlament.پس از انتخابات، اکثریت سرخ-سبز در پارلمان تشکیل شد.