rußfarben
دوده رنگ، سیاه دودی
Bedeutungen
1
به رنگ دوده، سیاه و کدر مانند دوده.
- Der Schornsteinfeger trug eine rußfarbene Uniform.دودکش پاککن یونیفرم دوده رنگی پوشیده بود.
- Nach dem Brand war die Fassade des Hauses rußfarben.پس از آتشسوزی، نمای خانه سیاه دودی شده بود.
- Die Katze hatte ein rußfarbenes Fell, das fast schwarz aussah.گربه پوستی به رنگ دوده داشت که تقریباً سیاه به نظر میرسید.