rußgeschwärzt
دوده گرفته، سیاه شده با دوده
Bedeutungen
1
کاملاً سیاه شده یا پوشیده از دوده، معمولاً در اثر آتشسوزی یا دود.
- Die Wände des alten Hauses waren rußgeschwärzt vom Kaminfeuer.دیوارهای خانه قدیمی از آتش شومینه سیاه شده بودند.
- Nach dem Brand waren alle Möbel rußgeschwärzt.پس از آتشسوزی، تمام اثاثیه سیاه شده با دوده بودند.
- Sein Gesicht war rußgeschwärzt, aber er lächelte tapfer.صورتش سیاه شده با دوده بود، اما با شجاعت لبخند زد.