rußschwarz
سیاه مثل دوده
Bedeutungen
1
به شدت سیاه، مانند رنگ دوده؛ سیاهی عمیق و مات.
- Die Nacht war tief und rußschwarz.شب عمیق و سیاه مثل دوده بود.
- Seine Schuhe waren mit rußschwarzer Farbe beschmiert.کفشهایش با رنگ سیاه مثل دوده کثیف شده بود.
- Der Kamin war voller rußschwarzer Ablagerungen.دودکش پر از رسوبات سیاه مثل دوده بود.