rußverschmiert
دوده گرفته، دوده مالیده شده
Bedeutungen
1
پوشیده شده یا لکهدار شده با دوده، معمولاً به دلیل تماس با دود یا آتش.
- Nach dem Brand waren die Wände des Hauses rußverschmiert.پس از آتشسوزی، دیوارهای خانه دوده گرفته بودند.
- Der Schornsteinfeger kam mit rußverschmiertem Gesicht zur Tür.دودکش پاککن با صورتی دوده گرفته به در آمد.
- Die alten Bücher rochen nach Rauch und waren an den Rändern rußverschmiert.کتابهای قدیمی بوی دود میدادند و لبههایشان دوده گرفته بود.