abrubbeln
پاک کردن با مالش، خشک کردن با مالش
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas abrubbeln)
پاک کردن یا از بین بردن چیزی (مانند کثیفی، رنگ) از روی یک سطح با مالش یا ساییدن.
- Sie rubbelte die Farbe mit einem Lappen von der Wand ab.او رنگ را با پارچهای از روی دیوار پاک کرد.
- Bitte rubbeln Sie den Schmutz vorsichtig ab.لطفاً کثیفی را با احتیاط بمالید و پاک کنید.
2
sich (Akkusativ) (sich abrubbeln)
پوست مرده یا خشک را از بدن جدا کردن با مالش (معمولاً به صورت انعکاسی).
- Nach dem Bad rieb er sich die Haut trocken ab.بعد از حمام، او پوست خود را خشک مالید.
- Die trockene Haut muss man vorsichtig abrubbeln.باید پوست خشک را با احتیاط مالید و جدا کرد.