ruchbar
فاششده، برملا، آشکار (در اصطلاح: ruchbar werden یعنی لو رفتن یا فاش شدن)
Beispiele
- Beide hatten sich nie als Moralapostel aufgespielt – und als die Affären ''ruchbar'' wurden, traten sie sofort von ihrem Amt zurück.هرگز هیچکدام از آنها در نقش یک مصلح اجتماعی ظاهر نشده بودند ـ و هنگامی که رسواییها فاش شدند، بلافاصله از سمت خود استعفا دادند.