ruckartig
ناگهانی، ناگهانی، با حرکات تند و ناگهانی
Beispiele
- Sie hatte seine ''ruckartigen'' Gedankengänge satt.از افکار ناگهانی و نامنظم او خسته شده بود.
- Der alte Bummelzug setzte sich ''ruckartig'' in Bewegung.قطار قدیمی با حرکتی ناگهانی به راه افتاد.