ruckeln

Aussprache: /ˈrʊkl̩n/
Wortzerlegung: ru·ckeln
فعل

لرزیدن، تکان خوردن (با حرکت‌های ناگهانی و بریده‌بریده)؛ (در مورد ویدئو/بازی) گیر کردن، روان نبودن

Beispiele

  • Der Wagen ''ruckelt'' beim Fahren.ماشین هنگام رانندگی تکان می‌خورد (می‌لرزد).
  • Das Spiel ''ruckelt'', wenn man die Auflösung zu hoch stellt.اگر رزولوشن را خیلی بالا ببرید، بازی گیر می‌کند (روان نیست).
  • Wenn das Video ''ruckelt'', liegt es an der Verbindung oder am Computer.اگر ویدئو گیر می‌کند، مشکل از اتصال یا کامپیوتر است.

Bedeutungen

1 (intransitiv)

تکان خوردن، لرزیدن، با حرکت‌های ناگهانی و نامنظم حرکت کردن

  • Der alte Bus ruckelte über die holprige Straße.اتوبوس قدیمی روی جاده ناهموار تکان‌تکان می‌خورد.
  • Das Bild auf dem Bildschirm ruckelt manchmal.تصویر روی صفحه نمایش گاهی اوقات می‌لرزد.
2 (intransitiv, موتور)

(موتور) ریپ زدن، نامنظم کار کردن

  • Der Motor ruckelt, ich glaube, er braucht eine Wartung.موتور ریپ می‌زند، فکر کنم نیاز به سرویس دارد.
  • Wenn das Auto beim Anfahren ruckelt, stimmt etwas nicht.اگر ماشین هنگام حرکت اولیه تکان می‌خورد، مشکلی وجود دارد.