ruckeln
لرزیدن، تکان خوردن (با حرکتهای ناگهانی و بریدهبریده)؛ (در مورد ویدئو/بازی) گیر کردن، روان نبودن
Beispiele
- Der Wagen ''ruckelt'' beim Fahren.ماشین هنگام رانندگی تکان میخورد (میلرزد).
- Das Spiel ''ruckelt'', wenn man die Auflösung zu hoch stellt.اگر رزولوشن را خیلی بالا ببرید، بازی گیر میکند (روان نیست).
- Wenn das Video ''ruckelt'', liegt es an der Verbindung oder am Computer.اگر ویدئو گیر میکند، مشکل از اتصال یا کامپیوتر است.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
تکان خوردن، لرزیدن، با حرکتهای ناگهانی و نامنظم حرکت کردن
- Der alte Bus ruckelte über die holprige Straße.اتوبوس قدیمی روی جاده ناهموار تکانتکان میخورد.
- Das Bild auf dem Bildschirm ruckelt manchmal.تصویر روی صفحه نمایش گاهی اوقات میلرزد.
2
(intransitiv, موتور)
(موتور) ریپ زدن، نامنظم کار کردن
- Der Motor ruckelt, ich glaube, er braucht eine Wartung.موتور ریپ میزند، فکر کنم نیاز به سرویس دارد.
- Wenn das Auto beim Anfahren ruckelt, stimmt etwas nicht.اگر ماشین هنگام حرکت اولیه تکان میخورد، مشکلی وجود دارد.